اگر چه عقل گرایان در مورد وجود دانش بنیادی در ذهن به هنگام تولد توافق دارند،
در میان نظر یه پردازان در خصوص نوع دانش ذاتی و نحوه به کارگیری یا به عمل در آرودن آن اختلاف نظرهای اساسی به چشم می خورد .
براساس نگرش سنّتی که به افلاطون در قرن چهارم پیش از میلاد و دکارت در قرن هفدهم میلادی باز می گردد ،
اگرچه دانش بنیادی ماهیتی ذاتی دارد،تنها از طریق قیاس(واژهraatio در زبان لاتین به معنی قیاس است)
و تحریک تجربه ی مرتبط با آن است که چنین دانشی در ذهن تحقق می یابد . به این اعتبار ، تجربه به وجود آورنده دانش نیست،
بلکه دانش نهفته موجود افعال می سازد استدلال یا منطق وسیله ای است که از طریق آن داشتن نهفته احیا می شود و برای به کارگیری در دسترس قرار می گیرد.
برای مثال ایده هایی مثل «عدالت» (افلاطون)«خدا» و«کمال» (دکارت) «مثلث» (لاپینیتز) و ایده های دیگر مانند «دایره»و « بی نهایت» ذاتی تلقی می شوند افلاطون در یکی از مکالماتش تلاش می کند تا با استفاده از روش سقراط و طرح پرسشها پیوسته و دقیق برای ی برده بی سواد ،نشان دهد که برده می تواند از طریق استدلال ، ایده پیچیده و انتزاعی عدالت را کشف کند ایده ای که از قبل در ذهن برده وجود داشته است. در واقع استدلال ،آنچه را در ذهن وجود دارد شکوفا می کند.(البته تجربه گرایان بلافاصله گفت که خود پرسشها سبب می شوند تا ایده عدالت در ذهن برده شکل بگیرد.)
توضیحات: برای استفاده بهتر از این فایل که توسط https://www.daftaroketab.com/fa/shop/ آماده شده است لطفاً از جدیدترین نسخه پاورپوینت استفاده نمائید
تا تمام فایل های درون پاورپوینت به راحتی اجرا شود.
جهت دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.
در حال بارگذاری...